یک روز که سرم را گذاشتم روی میز و غرق شدم در پرواز، دیوانه ای در را اشتباهی باز میکند دار و ندارم را بار میزند و فلنگ را میبندد....
از تو خواهش میکنم که بمانی.حقیر،به همراه درخواستم از یک گوش واردو از گوش دیگر خارج میشویم....