دیشب فهمیدم سالِ پیش، یه روزی از همین روزا همینجوری که روی تخت لش کرده بودم، یه شعری گفتم واسه یه دختری که همون موقعا توی یه شهرِ دیگه، توی کشور دیگه روی تختش لش کرده بوده. ببینم باورتون نشد که...شد؟ منم اولش باورم نمیشد.
like a desire to push borders,, when you don't know where the border is situated.
so maybe that isn't the border to push for you.
it's like im 10 years younger. you only see that age guy doing such things.
oh god please stop looking for the wrong things
Bozorg...
ما را در سایت Bozorg دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: چهارشنبه 13 بهمن 1395 ساعت: 18:33